تعداد بازدید : 142 | تاریخ و ساعت ارسال خبر: ساعت 15:31 ۱۳۸۸ هجدهم بهمن | شماره: 16092
آگهی




 
جمهوری آذربایجان
اخبار
خبرگزاری آران
ای مجاهدین ایرانی! ما را نجات دهید
دستگاههای فرهنگی دولت باکو و بخصوص شبکه‏های تلویزیونی رسمی و غیر رسمی این دولت، تلاشهای گسترده‏ای را برای ترویج ابتذال، بی‏بندوباری، برهنگی و درهم ریختن مفهوم خانواده و اخلاق در بین مردم مسلمان جمهوری آذربایجان آغاز کرده‏اند
خبرگزاری آران / سرویس آذربایجان :
پروفسور فیروز هاشم اف - باکو
 
اشاره
دستگاههای فرهنگی دولت باکو و بخصوص شبکه‏های تلویزیونی رسمی و غیر رسمی این دولت، تلاشهای گسترده‏ای را برای ترویج ابتذال، بی‏بندوباری، برهنگی و درهم ریختن مفهوم خانواده و اخلاق در بین مردم مسلمان جمهوری آذربایجان آغاز کرده‏اند. علاوه بر شبکه‏های تلویزیونی روسیه و ترکیه که بدون نیاز به تجهیزات دریافت ماهواره، فیلم‏های مبتذل و ضد اخلاقی پخش می‏کنند، شبکه‏های تلویزیونی باکو (آ.تی. وی/ آینس/ لیدر/ آذ.تی. وی و ...) هم بدون اعتنا به هنجارهای انسانی و اخلاقی و بدون توجه به اعتراض‏های مردمی، وقیح‏ترین تصاویر حیوانی، برنامه‏ها و صحنه‏های فسادانگیز را پخش می‏کنند. این شبکه‏های تلویزیونی که از نظر سیاسی طرفدار غربگرایی و پان ترکیسم هستند و در برنامه‏های خبری و تحلیلی خود علیه اسلام و ارزشها و فرهنگ اصیل مردم جمهوری آذربایجان جهت‏گیری می‏کنند، بسیاری از برنامه‏های خود را به ترویج ابتذال و فرومایگی و پخش فیلمهای حیوانی اختصاص می‏دهند. این شبکه‏های تلویزیونی حتی در ایام عاشورا و محرم که ایام عزاداری شیعیان جهان ومردم شیعة جمهوری آذربایجان است، فیلمها و برنامه‏های مبتذل پخش می‏کنند. امسال نیز این رویة ننگین ادامه داشت و در شب اربعین حسینی، به مناسبت گردهمایی دولتی «تشکلهای ترک ـ آذری» در باکو، شبکه‏های تلویزیونی باکو به پخش برنامه‏های مبتذل ادامه دادند...
فسادانگیزی شبکه‏های تلویزیونی باکو به گونه‏ای است که به اعتقاد جامعه‏شناسان، این شبکه‏ها در افزایش میزان طلاق و جرم و جنایت و فروپاشی خانواده‏ها در ایران شمالی نقش مؤثری دارند. «مرضیه جعفراف» از فعالان جمعیت «حمایت از خانواده» در باکو می‏گوید: «شبکه‏های تلویزیونی جامعة ما را به فساد می‏کشند و به رونق بازار مشروب‏فروشان و مراکز فساد و فحشا کمک می‏کنند. این شبکهها از ارزشهای انسانی عدول کرده‏اند و دولت در برابر آنها سکوت کرده است. در حقیقت دولت به آنها اجازه داده که هر کاری می‏خواهند انجام دهند. در حالی که در جامعة‌ ما الصاق عکس محجبة یک زن بر مدارک تحصیلی، گواهی‏نامه رانندگی، کارت شناسایی و گذرنامه ممنوع می‏باشد، شبکه‏های تلویزیونی عریان‏ترین صحنه‏های حیوانی را پخش می‏کنند...»
شبکه‏های تلویزیونی باکو «هنر» را که بایستی حامل عواطف و پیامهای ناب انسانی باشد، نیز به فساد آلوده کرده‏اند، «موسیقی مطرب» جزو لاینفک برنامه‏های مبتذل شبکه‏های تلویزیونی باکو است. «آواز» در خدمت غرایز حیوانی است و ...
پروفسور فیروز هاشم اف که از دانشمندان معروف باکو در حوزه باستان‏شناسی و از روزنامه‏نگاران برجسته و پیش‏کسوت جمهوری آذربایجان است، تاکنون مقالات متعددی دربارة کوشش‏های انجام شده از سوی غربگرایان و پان ترکیست‏ها برای محو فرهنگ و ارزشهای مردم جمهوری آذربایجان منتشر کرده است.
 
مقاله‏ای که ترجمة‌ آن را می‏خوانید، چندی پیش در نشریه ایمپولوس، چاپ باکو، منتشر شده است:
 
آیا مرد در این کشور نمانده است؟
هنگامی که برنامه‏ها و کنسرت‏هایی را که منبع غیر قانونی درآمد هستند، همچنین برنامه‏های ابتدایی و بی‏مزه شبکه‏های تلویزیونی باکو را در شب عیدنوروز می‏نگریستم، قلبم به درد آمد و اطمینان یافتم که کار ما تمام است. لوطی‏های تالارهای عروسی که اصل و نسب آنها معلوم نیست، دلال‏های میکروفون و دلقک‏های جاز که هنر محلی و ملی را در برابر چشمان ما نابود می‏کنند، رنگ دیگری به آداب و رسوم پاک، تربیت و عیدهای باستانی مردم می‏دهند و آنرا لکه‏دار می‏کنند.
من درباره حادثه پست و بی‏شرمانه روی داده در شبکه تلویزیونی «ATV » صحبت می‏کنم. مدت چند سال است که یک کاسب غیر قانونی به نام صمد صمداف مردم را به کلی دست انداخته است. چنین افرادی را در دوره حکومت شوروی حتی تا دم در محافل خودگردانی که در پیش پا افتاده‏ترین سطح بودند، نیز راه نمی‏دادند. وی که در جشن‏های بی‏سلیقه و مبتذل، جشن صاحبان مغازه‏ها و رستوران‏هایی که رونق یافته‏اند، تا می‏تواند ثروت می‏اندوزد، الگویی برای خوانندگان دیگری شده که به روش لب‏خوانی آواز می‏خوانند: «چطور می‏شود او ‏می‏تواند پول دربیاورد، ولی ما نمی‏توانیم؟!» یک گله طفیلی با گفتن این حرف خود را وارد کاخ موسیقی ما کردند. مدت زیادی نگذشت که معشوقه‏های درندگان دارای پست ومقام «ینی آذربایجانی‏ها»، حشرات نیمه‏لختی که در مکتب دلالان و فاحشه‏ها تربیت شده‏اند و همجنس‏بازانی که بچه‏بازان را شیفته کرده‏اند، با دادن پول به صاحبان شبکه‏های تلویزیونی، تالارهای جشن و کارگردان‏ها، به برنامه‏ها و صحنه‏ها هجوم بردند. هیچ مطرب فاسد و فاحشه‏ای نماند که آهنگ خود را از شب تا صبح در شبکه‏های تلویزیونی باکو تبلیغ نکند. وحشتناک‏تر از همه این است که هیچ کس فکری به حال ما دنیای معنوی دچار فرسودگی شده نسل جوان، همچنین فرهنگ موسیقی مفلوک ما نمی‏کند.
سر خود رها کردن امور ایدئولوژیک و توطئه در سطح دولت علیه دین اسلام و اسلامگرایان اصیل و خالص و نیروهای ملی نیز به زودی نتیجه تلخ خود را داد. (ایجاد کمیته ساختگی امور نهادهای دینی و پوشاندن جامه قانونی به فعالیت دهها طریقت و تشکل مسیحی و یهودی با این کار، که دشمن کشور و معنویات ملت هستند، چیزی به جز توطئه نبود. فرار شخصی مانند رافیق علی‏اف از همه اتهامات، که به دیده حقارت به دین ما می‏نگرد، همچنین بی‏اعتنائی نهاد ریاست جمهوری به مطالب شدید‏اللحن مطبوعات مستقل، خبر از مسائل زیادی می‏دهد. از این گذشته، انتظار کدام عمل نیک را می‏توان از فاطمه عبدا... زاده و تئوریسین‏های تحت حمایت او داشت؟ کسی به مصیبت ما گریه نمی‏کند. ماموری که به کشیک تبدیل شده و برادرش دین مسیحیت را پذیرفته، تعصب مسلمانان را خواهد کشید؟)
... تالارهای عروسی ما نیز به میدان بی‏ادبی و رقص‏های ناهنجار غربی تبدیل شده است. رقص پسران جوان را نمی‏توان از حرکات بدنی زنان بدکاره متمایز کرد، نمی‏توانی تشخیص دهی که کسی که در برابر تو است، یک مطرب حرفه‏ای است یا یک مرد. حوادث روی داده در کانال «ATV » و دیگر شبکه‏های تلویزیونی باکو در شب عید، یک بار دیگر ثابت کرد که اظهارات و نوشته‏های خادمین نامدار دینی و صاحبان قلم ایران درباره ما نیز حقیقتی غیر قابل انکار است. ما از لحاظ معنوی، واقعاً هم پست شده‏ایم... افرادی که هنر محلی وملی ما را به نابودی می‏کشانند، پیاله‏های شراب را با میزبانی دلالان میکروفون همچون صمد صمداف بلند کرده، پول را در اینجا و آنجای بدن رقاصه‏ای می‏گذارند که بدن کثیف خود را به لرزه درآورده و رقص عربی و غربی می‏کند. بی‏ناموس‏ها آنچه را که در رستوران ـ فاحشه‏خانه‏های ترکیه روی می‏دهد، در باکو تکرار می‏کنند و ابلهان شبکه‏های تلویزیونی ما که آبرو و حیا را از دست داده‏اند، این کار غیر اخلاقی را در سرتاسر کشور پخش می‏کنند. چنین دولتی سر به نیست شود، چنین کشوری نابود گردد. با دیدن این صحنه‏های وحشتناک به خود می‏اندیشم که آیا مرد در این کشور باقی نمانده است؟ فقط عید نوروز مانده بود که آن را هم یک مشت بی‏شرف در برابر دیدگان همه، آن هم در ماه محرم به کثافت می‏کشند و همه با سکوت به آن می‏نگرند. روی خود را به سوی پان ترکیست‏های احمق و بی‏شرفی که خیلی گنده‏گوئی می‏کنند، برگردانده و می‏پرسم که: آیا اینک دانستید که چرا خداوند، غلبه را نصیب یک مشت ارمنی می‏کند؟ بله، هنگامی که ما بیخ گوش خود را ببینیم، پیروزی را هم خواهیم دید. آیا می‏توان با موسیقی مطرب و برنامه‏های تلویزیونی فاسد، نسل جوان را به مقابله با دشمن برانگیخت؟ ما حق معنوی حرف زدن درباره منصوریه، خمسه، صابر، اورموی و عزیر را نداریم.
هنگام دیدن فساد شهرهای بندری ترکیه، آنهائی که طرز زندگی فاحشه‏خانه‏ها را به کشور ما می‏آورند، کسانی که جوانان ما را به دستور تئوریسین‏های یهودی و مسیحی دچار شکست معنوی می‏کنند و اشخاصی که مسلمانان را زیر پرده ترک‏گرائی و نژادپرستی به چند تیره تقسیم می‏کنند، نمی‏توان سکوت کرد. دیده می‏شود که اظهارات شخصیتهای سرشناس ایرانی، روحانیون غیرتمند ما، هشدارهای گاه و بی‏گاه روشنفکران ما که صدای آنها خفه شده، حقیقت بوده است. ببینید! به چه روزی افتاده‏ایم که فیلمها و آهنگهای کثیف ترکیه، خوانندگان رستورانها، دؤنرفروشان، آرایشگران زن (فقط در ترکها دیدم که مردان، زنان را آرایش کنند)، آت و آشغالی که تلقین می‏کنند و فساد، دامنگیر همه کانالهای تلویزیونی باکو شده است. این کارهای بی‏شرمانه که در شب عید به نمایش گذاشته شد، به شکل آشکاری ثابت کرد که روند ترکی شدن در کشور ما به سرعت پیش می‏رود!؟
هنگامی که ارمنی فرومایه یک درخت گلابی را در توپخانه (قره‏باغ) می‏برید، میلیونها نفر به سوی میدان جاری شدند و در نهایت معلوم شد که ما به اندازه یک بار شلیک کردن باروت داشتیم. درخت گلابی هم بریده شد و علاوه بر آن، شهر شوشا هم به غم روزگار پیوست. نمی‏خواهم درباره فرومایگی بعدی و کارهای پستی که اینک نیز روی می‏دهد، حرفی بزنم. چقدر می‏توان گفت، چقدر می‏توان نوشت؟ ... خلاصه، فقط نوروز مانده بود که در آن نیز مداخله نمودند. آن هم چه کسانی؟ دلالهای میکروفون و لب‏زنی، خوانندگان تالارهای عروسی و رستورانهای ارزان، چند لوطی ... تعصب‏کشی ملی، سیما، اخلاق و فرهنگ برادران ترک خود را هم دیدیم، تا می‏شد خنده‏های پرمعنی آنها را شنیدیم و نتیجه در مقابل دیدگان است. (در این اواخر معلوم شد که برادران خائن ترک در سقوط شوشا دست داشتند. بلکه مردی پیدا شود که این را تکذیب کند).
الآن که قادر به حفظ و نگهداری هیچ چیز نمی‏باشیم، ارزش هیچ چیز را نمی‏فهمیم، همه چیز را به باد می‏دهیم، پیشنهاد می‏کنم که دعوتنامه‏ای، چیزی برای مجاهدین اسلامی ایران، فلسطینیهای جوانمرد و چچنهای رزمنده بفرستیم، تا بیایند و به امور ما سامان دهند. اینک برخی تحریک شده و خواهند گفت که حیثیت ملّی را خدشه‏دار و برخی را تحقیر می‏کنم. لیکن، صحبت درباره کدام حیثیت است؟ دولتی که اجازه می‏دهد فرهنگ ملی توسط افرادی مانند سامیر باقراف، آیگون کاظم‏اوا، صمد صمداف و معشوقه‏های هارشدگانی شکل ‏گیرد که برنامه‏های تلویزیونی را ضبط کرده‏اند، نمی‏تواند حیثیت داشته باشد. دولتی که سوق یافتن دختران و زنان جوانش به سوی بازارهای زنان، فاسد شدن پسران جوان و تجارت انسان را می‏پذیرد و هر گونه پستی را مانند گوسفند تحمل می‏کند، به حیثیت چه نیازی دارد؟ اگر افرادی هستند که در نوروز که عید عیدها است، در صحنه‏های تلویزیونی مانند ارمنی‏ها مشروب می‏خورند، اشخاصی که با تماشای رقصهای مطربها و فاحشه‏ها لذت می‏برند، مراسمی به سبک روس و ارامنه در محل سوگواری برگزار می‏کنند و جامه ملی به آن می‏پوشانند، تعجب نخواهم کرد. اخباری درباره روی دادن چنین کارهای زشت در برخی مکانها وجود دارد... امان است. بیائید تا زمانی که دیر نشده، به آدرسهائی که نام بردم، مراجعه کنیم، وگرنه کاملاً نابود خواهیم شد. روسهای قدیمی هنگامی که در قرن نهم می‏دیدند که هیچ کاری از دستشان برنمی‏آید، به طایفه واریاق‏ها مراجعه کردند تا آنها بیایند و مشکل ایشان را حل کنند. آنها هم آمدند و مشکل ایشان را حل کردند... دولت روس بیش از هزار سال است که موجود است... ما فلک‏زده‏ها هم، دولت به کنار ماند، حتی نام و پاکی یک عید را نمی‏توانیم حفظ کنیم. با این غیرت و شجاعت، چه کسی به ما نیاز دارد؟
پایان پیام.
 

 
 
آگهی