خبرگزاری آران / سرویس آذربایجان :
پروفسور فیروز هاشم اف - باکو
اشاره
دستگاههای فرهنگی دولت باکو و بخصوص شبکههای تلویزیونی رسمی و غیر رسمی این دولت، تلاشهای گستردهای را برای ترویج ابتذال، بیبندوباری، برهنگی و درهم ریختن مفهوم خانواده و اخلاق در بین مردم مسلمان جمهوری آذربایجان آغاز کردهاند. علاوه بر شبکههای تلویزیونی روسیه و ترکیه که بدون نیاز به تجهیزات دریافت ماهواره، فیلمهای مبتذل و ضد اخلاقی پخش میکنند، شبکههای تلویزیونی باکو (آ.تی. وی/ آینس/ لیدر/ آذ.تی. وی و ...) هم بدون اعتنا به هنجارهای انسانی و اخلاقی و بدون توجه به اعتراضهای مردمی، وقیحترین تصاویر حیوانی، برنامهها و صحنههای فسادانگیز را پخش میکنند. این شبکههای تلویزیونی که از نظر سیاسی طرفدار غربگرایی و پان ترکیسم هستند و در برنامههای خبری و تحلیلی خود علیه اسلام و ارزشها و فرهنگ اصیل مردم جمهوری آذربایجان جهتگیری میکنند، بسیاری از برنامههای خود را به ترویج ابتذال و فرومایگی و پخش فیلمهای حیوانی اختصاص میدهند. این شبکههای تلویزیونی حتی در ایام عاشورا و محرم که ایام عزاداری شیعیان جهان ومردم شیعة جمهوری آذربایجان است، فیلمها و برنامههای مبتذل پخش میکنند. امسال نیز این رویة ننگین ادامه داشت و در شب اربعین حسینی، به مناسبت گردهمایی دولتی «تشکلهای ترک ـ آذری» در باکو، شبکههای تلویزیونی باکو به پخش برنامههای مبتذل ادامه دادند...
فسادانگیزی شبکههای تلویزیونی باکو به گونهای است که به اعتقاد جامعهشناسان، این شبکهها در افزایش میزان طلاق و جرم و جنایت و فروپاشی خانوادهها در ایران شمالی نقش مؤثری دارند. «مرضیه جعفراف» از فعالان جمعیت «حمایت از خانواده» در باکو میگوید: «شبکههای تلویزیونی جامعة ما را به فساد میکشند و به رونق بازار مشروبفروشان و مراکز فساد و فحشا کمک میکنند. این شبکهها از ارزشهای انسانی عدول کردهاند و دولت در برابر آنها سکوت کرده است. در حقیقت دولت به آنها اجازه داده که هر کاری میخواهند انجام دهند. در حالی که در جامعة ما الصاق عکس محجبة یک زن بر مدارک تحصیلی، گواهینامه رانندگی، کارت شناسایی و گذرنامه ممنوع میباشد، شبکههای تلویزیونی عریانترین صحنههای حیوانی را پخش میکنند...»
شبکههای تلویزیونی باکو «هنر» را که بایستی حامل عواطف و پیامهای ناب انسانی باشد، نیز به فساد آلوده کردهاند، «موسیقی مطرب» جزو لاینفک برنامههای مبتذل شبکههای تلویزیونی باکو است. «آواز» در خدمت غرایز حیوانی است و ...
پروفسور فیروز هاشم اف که از دانشمندان معروف باکو در حوزه باستانشناسی و از روزنامهنگاران برجسته و پیشکسوت جمهوری آذربایجان است، تاکنون مقالات متعددی دربارة کوششهای انجام شده از سوی غربگرایان و پان ترکیستها برای محو فرهنگ و ارزشهای مردم جمهوری آذربایجان منتشر کرده است.
مقالهای که ترجمة آن را میخوانید، چندی پیش در نشریه ایمپولوس، چاپ باکو، منتشر شده است:
آیا مرد در این کشور نمانده است؟
هنگامی که برنامهها و کنسرتهایی را که منبع غیر قانونی درآمد هستند، همچنین برنامههای ابتدایی و بیمزه شبکههای تلویزیونی باکو را در شب عیدنوروز مینگریستم، قلبم به درد آمد و اطمینان یافتم که کار ما تمام است. لوطیهای تالارهای عروسی که اصل و نسب آنها معلوم نیست، دلالهای میکروفون و دلقکهای جاز که هنر محلی و ملی را در برابر چشمان ما نابود میکنند، رنگ دیگری به آداب و رسوم پاک، تربیت و عیدهای باستانی مردم میدهند و آنرا لکهدار میکنند.
من درباره حادثه پست و بیشرمانه روی داده در شبکه تلویزیونی «ATV » صحبت میکنم. مدت چند سال است که یک کاسب غیر قانونی به نام صمد صمداف مردم را به کلی دست انداخته است. چنین افرادی را در دوره حکومت شوروی حتی تا دم در محافل خودگردانی که در پیش پا افتادهترین سطح بودند، نیز راه نمیدادند. وی که در جشنهای بیسلیقه و مبتذل، جشن صاحبان مغازهها و رستورانهایی که رونق یافتهاند، تا میتواند ثروت میاندوزد، الگویی برای خوانندگان دیگری شده که به روش لبخوانی آواز میخوانند: «چطور میشود او میتواند پول دربیاورد، ولی ما نمیتوانیم؟!» یک گله طفیلی با گفتن این حرف خود را وارد کاخ موسیقی ما کردند. مدت زیادی نگذشت که معشوقههای درندگان دارای پست ومقام «ینی آذربایجانیها»، حشرات نیمهلختی که در مکتب دلالان و فاحشهها تربیت شدهاند و همجنسبازانی که بچهبازان را شیفته کردهاند، با دادن پول به صاحبان شبکههای تلویزیونی، تالارهای جشن و کارگردانها، به برنامهها و صحنهها هجوم بردند. هیچ مطرب فاسد و فاحشهای نماند که آهنگ خود را از شب تا صبح در شبکههای تلویزیونی باکو تبلیغ نکند. وحشتناکتر از همه این است که هیچ کس فکری به حال ما دنیای معنوی دچار فرسودگی شده نسل جوان، همچنین فرهنگ موسیقی مفلوک ما نمیکند.
سر خود رها کردن امور ایدئولوژیک و توطئه در سطح دولت علیه دین اسلام و اسلامگرایان اصیل و خالص و نیروهای ملی نیز به زودی نتیجه تلخ خود را داد. (ایجاد کمیته ساختگی امور نهادهای دینی و پوشاندن جامه قانونی به فعالیت دهها طریقت و تشکل مسیحی و یهودی با این کار، که دشمن کشور و معنویات ملت هستند، چیزی به جز توطئه نبود. فرار شخصی مانند رافیق علیاف از همه اتهامات، که به دیده حقارت به دین ما مینگرد، همچنین بیاعتنائی نهاد ریاست جمهوری به مطالب شدیداللحن مطبوعات مستقل، خبر از مسائل زیادی میدهد. از این گذشته، انتظار کدام عمل نیک را میتوان از فاطمه عبدا... زاده و تئوریسینهای تحت حمایت او داشت؟ کسی به مصیبت ما گریه نمیکند. ماموری که به کشیک تبدیل شده و برادرش دین مسیحیت را پذیرفته، تعصب مسلمانان را خواهد کشید؟)
... تالارهای عروسی ما نیز به میدان بیادبی و رقصهای ناهنجار غربی تبدیل شده است. رقص پسران جوان را نمیتوان از حرکات بدنی زنان بدکاره متمایز کرد، نمیتوانی تشخیص دهی که کسی که در برابر تو است، یک مطرب حرفهای است یا یک مرد. حوادث روی داده در کانال «ATV » و دیگر شبکههای تلویزیونی باکو در شب عید، یک بار دیگر ثابت کرد که اظهارات و نوشتههای خادمین نامدار دینی و صاحبان قلم ایران درباره ما نیز حقیقتی غیر قابل انکار است. ما از لحاظ معنوی، واقعاً هم پست شدهایم... افرادی که هنر محلی وملی ما را به نابودی میکشانند، پیالههای شراب را با میزبانی دلالان میکروفون همچون صمد صمداف بلند کرده، پول را در اینجا و آنجای بدن رقاصهای میگذارند که بدن کثیف خود را به لرزه درآورده و رقص عربی و غربی میکند. بیناموسها آنچه را که در رستوران ـ فاحشهخانههای ترکیه روی میدهد، در باکو تکرار میکنند و ابلهان شبکههای تلویزیونی ما که آبرو و حیا را از دست دادهاند، این کار غیر اخلاقی را در سرتاسر کشور پخش میکنند. چنین دولتی سر به نیست شود، چنین کشوری نابود گردد. با دیدن این صحنههای وحشتناک به خود میاندیشم که آیا مرد در این کشور باقی نمانده است؟ فقط عید نوروز مانده بود که آن را هم یک مشت بیشرف در برابر دیدگان همه، آن هم در ماه محرم به کثافت میکشند و همه با سکوت به آن مینگرند. روی خود را به سوی پان ترکیستهای احمق و بیشرفی که خیلی گندهگوئی میکنند، برگردانده و میپرسم که: آیا اینک دانستید که چرا خداوند، غلبه را نصیب یک مشت ارمنی میکند؟ بله، هنگامی که ما بیخ گوش خود را ببینیم، پیروزی را هم خواهیم دید. آیا میتوان با موسیقی مطرب و برنامههای تلویزیونی فاسد، نسل جوان را به مقابله با دشمن برانگیخت؟ ما حق معنوی حرف زدن درباره منصوریه، خمسه، صابر، اورموی و عزیر را نداریم.
هنگام دیدن فساد شهرهای بندری ترکیه، آنهائی که طرز زندگی فاحشهخانهها را به کشور ما میآورند، کسانی که جوانان ما را به دستور تئوریسینهای یهودی و مسیحی دچار شکست معنوی میکنند و اشخاصی که مسلمانان را زیر پرده ترکگرائی و نژادپرستی به چند تیره تقسیم میکنند، نمیتوان سکوت کرد. دیده میشود که اظهارات شخصیتهای سرشناس ایرانی، روحانیون غیرتمند ما، هشدارهای گاه و بیگاه روشنفکران ما که صدای آنها خفه شده، حقیقت بوده است. ببینید! به چه روزی افتادهایم که فیلمها و آهنگهای کثیف ترکیه، خوانندگان رستورانها، دؤنرفروشان، آرایشگران زن (فقط در ترکها دیدم که مردان، زنان را آرایش کنند)، آت و آشغالی که تلقین میکنند و فساد، دامنگیر همه کانالهای تلویزیونی باکو شده است. این کارهای بیشرمانه که در شب عید به نمایش گذاشته شد، به شکل آشکاری ثابت کرد که روند ترکی شدن در کشور ما به سرعت پیش میرود!؟
هنگامی که ارمنی فرومایه یک درخت گلابی را در توپخانه (قرهباغ) میبرید، میلیونها نفر به سوی میدان جاری شدند و در نهایت معلوم شد که ما به اندازه یک بار شلیک کردن باروت داشتیم. درخت گلابی هم بریده شد و علاوه بر آن، شهر شوشا هم به غم روزگار پیوست. نمیخواهم درباره فرومایگی بعدی و کارهای پستی که اینک نیز روی میدهد، حرفی بزنم. چقدر میتوان گفت، چقدر میتوان نوشت؟ ... خلاصه، فقط نوروز مانده بود که در آن نیز مداخله نمودند. آن هم چه کسانی؟ دلالهای میکروفون و لبزنی، خوانندگان تالارهای عروسی و رستورانهای ارزان، چند لوطی ... تعصبکشی ملی، سیما، اخلاق و فرهنگ برادران ترک خود را هم دیدیم، تا میشد خندههای پرمعنی آنها را شنیدیم و نتیجه در مقابل دیدگان است. (در این اواخر معلوم شد که برادران خائن ترک در سقوط شوشا دست داشتند. بلکه مردی پیدا شود که این را تکذیب کند).
الآن که قادر به حفظ و نگهداری هیچ چیز نمیباشیم، ارزش هیچ چیز را نمیفهمیم، همه چیز را به باد میدهیم، پیشنهاد میکنم که دعوتنامهای، چیزی برای مجاهدین اسلامی ایران، فلسطینیهای جوانمرد و چچنهای رزمنده بفرستیم، تا بیایند و به امور ما سامان دهند. اینک برخی تحریک شده و خواهند گفت که حیثیت ملّی را خدشهدار و برخی را تحقیر میکنم. لیکن، صحبت درباره کدام حیثیت است؟ دولتی که اجازه میدهد فرهنگ ملی توسط افرادی مانند سامیر باقراف، آیگون کاظماوا، صمد صمداف و معشوقههای هارشدگانی شکل گیرد که برنامههای تلویزیونی را ضبط کردهاند، نمیتواند حیثیت داشته باشد. دولتی که سوق یافتن دختران و زنان جوانش به سوی بازارهای زنان، فاسد شدن پسران جوان و تجارت انسان را میپذیرد و هر گونه پستی را مانند گوسفند تحمل میکند، به حیثیت چه نیازی دارد؟ اگر افرادی هستند که در نوروز که عید عیدها است، در صحنههای تلویزیونی مانند ارمنیها مشروب میخورند، اشخاصی که با تماشای رقصهای مطربها و فاحشهها لذت میبرند، مراسمی به سبک روس و ارامنه در محل سوگواری برگزار میکنند و جامه ملی به آن میپوشانند، تعجب نخواهم کرد. اخباری درباره روی دادن چنین کارهای زشت در برخی مکانها وجود دارد... امان است. بیائید تا زمانی که دیر نشده، به آدرسهائی که نام بردم، مراجعه کنیم، وگرنه کاملاً نابود خواهیم شد. روسهای قدیمی هنگامی که در قرن نهم میدیدند که هیچ کاری از دستشان برنمیآید، به طایفه واریاقها مراجعه کردند تا آنها بیایند و مشکل ایشان را حل کنند. آنها هم آمدند و مشکل ایشان را حل کردند... دولت روس بیش از هزار سال است که موجود است... ما فلکزدهها هم، دولت به کنار ماند، حتی نام و پاکی یک عید را نمیتوانیم حفظ کنیم. با این غیرت و شجاعت، چه کسی به ما نیاز دارد؟
پایان پیام.